دانلود تحقیق درباره فرهنگ بازاريابي

مطالب دیگر:
پاورپوینت در مورد نورپردازیپاورپوینت همايش ايجاد زيرساخت تجاري سازي ايده هاي دانشگاهيبررسی کامل سازماندهى عفو بين الملل در طرح جدیدبررسی کامل عدالت، قاعده اصلي حقوق بشرپاورپوینت وضعیت ایدز (HIV ) در جهان و منطقهبررسی کامل شكنجه در كنوانسيون 1984 سازمان ملل متحدپاورپوینت وظايف يك مربي (سرمربي خوب)بررسی کامل مبانى فلسفى حقوق بشرگزارش کارآموزی در یک شرکت کامپیوتریبررسی کامل مباني توجيهي - اخلاقي حقوق بشر معاصربررسی کامل مجازات اعدام براساس كنفرانس بين المللي سيراكيز(ايتاليا)بررسی جایگاه قانونی بسیج در نظام حقوقی ایرانبررسی کامل مجموعه اصول برای حمايت همه افراد در هرگونه بازداشت يا زندانبررسی مقاوله نامه (پروتکل) اختياري حقوق کودک در مورد فروش کودکان، روسپيگري و هرزه نگاري کودک (پبررسی کامل اختياري ميثاق حقوق کودک در مورد شرکت کودکان در جنگبررسی ملل متحد و آرمان بشريتتحقیق ميثاق بين المللي حذف تمام اشکال تبعيض نژاديپاورپوینت چگونه فناوري نانو را براي ديگران توضيح دهيم؟تئوری مدیریت پیشرفتهپاورپوینت درس گیاه شناسی
تعداد صفحات:47 نوع فایل: word (قابل ویرایش) لینک دانلود پایین صفحه فهرست مطالب چکیده: 1 مقدمه: 2 اهميت بازارگرايي فرهنگي در مقابل بازارگرايي رفتاري و سوالات منتج : 3 مفهوم فرهنگ سازماني بازارگرا. 5 نتايج آزمون فرضيات اين تحقيق: 6 سمبوليسم سازماني و س|فایل کامل|تی اِل|953033|tlx
به وب سایت دانلود و دریافت فایل های درسی آموزشی خوش آمدید اکنون مشخصات فایل دانلود تحقیق درباره فرهنگ بازاريابيرا مشاهده می نمایید

تعداد صفحات:47

نوع فایل: word (قابل ویرایش)

لینک دانلود پایین صفحه

فهرست مطالب

چکیده: 1

  • مقدمه: 2
  • اهميت بازارگرايي فرهنگي در مقابل بازارگرايي رفتاري و سوالات منتج : 3
  • مفهوم فرهنگ سازماني بازارگرا. 5

    نتايج آزمون فرضيات اين تحقيق: 6

  • سمبوليسم سازماني و سازمان به عنوان يك فرهنگ و ارتباط آن با مفهوم بازاريابي: 6
  • استفاده از سمبولها براي اعمال مفهوم بازاريابي: 7

    نگاهي به فلسفه هاي مديريت بازاريابي.. 9

    ديدگاه توليد: 9

    ديدگاه محصول (Product Concept): 10

    ديدگاه فروش (Selling Concept): 11

    ديدگاه بازاريابي (Marketing Concept): 11

    ديدگاه بازاريابي اجتماعي (Societal Marketing Concept): 14

    نقش علم بازاريابي درسلامت اجتماعي.. 15

    سلامت اجتماعي.. 15

    تلاطم اجتماعي و بازاريابي.. 23

    نتيجه گيري.. 24

  • نتيجه گيري: 25
  • توسعه مفاهیم فرهنگ سازمانی.. 26

    مفهوم بازاریابی یك فرهنگ سازمانی خاص.... 27

    اهمیت بازارگرایی فرهنگی در مقابل رفتاری.. 28

    ساخت مفهوم بازارگر: 29

    نتایج آزمون فرضیات این تحقیق.. 30

    ارتباط سازمان با مفهوم بازاریابی.. 31

    استفاده از نمادها برای اعمال مفهوم بازاریابی.. 32

    فرهنگ بازار، فرهنگی متفاوت.. 33

    تاثیر فرهنگ بازارایابی.. 34

    تأثیر پر اهمیت و معنا دار فرهنگ بازاریابی: 35

    خلاصه و مشکلات سرپرستی: 35

    مشکلات سرپرستی: 36

    نیازهای بلند مدت مشتریان: 36

    تفسیر های نهایی: 37

    ضمیمه 1: توسعۀ مقیاس کارایی و کارآمدی بازاریابی و آنالیز داده ها در بررسی اصلی: 38

    ضمیمه2: بعد فرهنگ بازاریابی و آیتم های مقیاس انفرادی: 41

    روابط میان فردی: 42

    منابع و ماخذ: 44

    چکیده:

    براي ايجاد و توسعه مفاهيم فرهنگ سازماني و سپس بكارگيري آنها در مسائل بازاريابي با دو چالش روبرو مي‌شويم؛ اول اينكه بايد ادبيات به سرعت در حال توسعه فرهنگ سازماني را مورد كاوش قرار دهيم و مسائل متعدد متدولوژيكي و مفهومي را درك كنيم؛ و براي معتبر ساختن بررسي‌مان، بايد گزينه‌هايي را كه براي مطرح كردن اين مسائل اتخاذ كرده‌ايم، روشن سازيم و از آنها دفاع كنيم، گزينه‌هاي ما بايد رويكردهاي تئوريكي‌اي را كه ترجيح داده شده‌اند و رويكردهاي متدولوژيكي‌اي را كه استفاده شده‌اند در بر بگيرند.

    دوم اينكه، بايد ساختارهایي تئوريك ايجاد و توسعه دهيم كه متغيرهاي فرهنگي تعريف و مشخص شده را به پديده‌ بازاريابي كه ما در صدد درك آن هستيم به دقت ارتباط دهند.

    اهميت درك مسائل فرهنگ سازماني در زمينه بافت مديريت بازاريابي غيرقابل انكار است. به طور مثال ايجاد , توسعه و حفظ يك كانون تمركز بر بازار- مشتري كه در بر دارنده و بيان كننده دركي از بازاريابي در سازمان و چگونگي توانايي شركت در هر چه بيشتر تبديل شدن به يك شركت مشتري مدار مي‌باشد.

    يا مسئله ادغام مشتري‌گرايي، به عنوان يك مسئله بازاريابي با كيفيت گرايي به عنوان يك فرايند مديريتي.

    اكنون زمان آن است كه فراتر از تفاسير ساختاري از مديريت بازاريابي رويم؛ از "چه چيزي حول و حوش ما اتفاق مي‌افتد "به" چرا امور به اين طريق اتفاق مي‌افتند".

    رسيدن به اين نقطه اين امكان بسيار بالقوه را ايجاد مي‌كند كه هم به تدوين تئوريهاي غني‌تري در مورد مديريت بازاريابي بپردازيم، هم مسائل مهم و قابل توجه مربوط به بازاريابي را مطرح كنيم.

    واژگان كليدي: فرهنگ، بازاريابي، فرهنگ بازاريابي، بازارگرايي


    1. مقدمه:

    مفهوم بازاريابي يك فرهنگ سازماني خاص را تعريف مي‌كند؛ مجموعه‌اي از باورها و ارزشهاي مشترك كه پيرامون اهميت مدنظر قرار دادن مشتري در استراتژي و عمليات سازمان دور مي‌زند.

    فرهنگ بازاريابي به الگويي از ارزشها و باورهاي مشترك كه به افراد در درك وظيفه و كاركرد بازاريابي كمك كرده و هنجارهايي را براي رفتار در شركت براي آنها فراهم مي‌كند اشاره دارد؛ و نيز به اهميت اين امر اشاره دارد كه يك شركت در كل وظيفه بازاريابي را مدنظر قرار دهد. به عبارت ديگر فرهنگ بازاريابي يك شركت به روشي كه "امور" بازاريابي در شركت انجام مي‌شود، اشاره دارد.( هامبورگ و فلشر,2000)

    با تركيب و ادغام تعاريف متعدد مربوط به فرهنگ و مفهوم بازاريابي ديدگاهي از مفهوم بازاريابي به عنوان يك فرهنگ قابل ارائه است. در اين ديدگاه, سازماني كه چنين نقطه نظري را اتخاذ كرده است:

    (1)دارای دپارتمان يا دپارتمانهايي است كه در فعاليتهاي مربوط به توسعه و درك نيازهاي مشتريان كنوني و بالقوه و عواملي كه بر آنها اثر مي‌گذارند، درگيرند.

    (2)به انتشار و تسهيم اين درك در سراسر دپارتمانها می پردازد.

    (3) ودپارتمانهاي مختلفي دارد كه درگير فعاليتهايي براي برآورده ساختن نيازهاي خاص و منتخب مشتريان هستند.

    مفهوم فرهنگ بازاريابي نبايد با مفهوم بازارگرايي اشتباه گرفته شود. يك شركت بازارگرا است اگر مفهوم بازاريابي را اجرا كند. فرهنگ بازاريابي يك مفهوم زيربنایي‌تر و اساسي تر است: مي‌تواند بر مفهوم بازاريابي، برنوآوري، بر پيشرفت تكنيكي و امثال اينها تمركز كند. در حاليكه مفهوم بازاريابي، سودآوري را در بر مي‌گيرد، انتظار مي‌رود سودآوري خود پيامدي از يك فرهنگ بازاريابي قوي، مناسب و با ثبات باشد.

    اساساً دو ديدگاه در مورد بازارگرايي يا گرايش بازار(market orientation) قابل تمايز است: ديدگاه رفتاري و ديدگاه فرهنگي.

    در حاليكه ديدگاه رفتاري، بازارگرايي را براساس رفتارهاي خاص مرتبط با بازاريابي، به عنوان مثال توليد و انتشار هوش بازار و حساسيت و پاسخگويي نسبت به آن، تشريح مي‌كند؛ ديدگاه فرهنگي به ويژگيها و خصلتهاي اساسي‌تر سازمان مربوط مي‌شود.

    به عنوان مثال نارور و اسليتر (Narver and slater , 1990) بازارگرايي را به صورت: يك فرهنگ مشتري محور که موجد عملكرد برتر مستمر براي سازمان و كسب كارش است، تعريف مي‌كنند.

  • اهميت بازارگرايي فرهنگي در مقابل بازارگرايي رفتاري و سوالات منتج :
  • اگر بازارگرايي به سادگي مجموعه‌اي از فعاليتهاي كاملاً غيرمرتبط با سيستم باورهاي اساسي يك سازمان مي‌بود، آنگاه صرف نظر از نوع فرهنگ سازمان، بازارگرايي در هر زمان به سادگي توسط سازمان قابل اعمال مي‌شد. اما اين امر آنچيزي نيست كه در عمل مشاهده مي‌شود. شايان تاكيد است كه كارهای صورت پذیرفته بر مبناي ديدگاه فرهنگي، اگرچه بر پايه تعريفي فرهنگي از بازارگرايي است،اما نوعاً بازارگرايي را براساس رفتارها، مفهوم سازي و اندازه‌گيري كرده اند، و اجزاي اساسي‌تر يك فرهنگ بازارگرا را مورد توجه قرار نداده اند. مدل بازارگرايي نارور واسليتر به عنوان يك ساخت و مفهوم از سه جزء رفتاري تشكيل شده است: مشتري گرايي، رقيب‌گرايي و هماهنگي بين وظيفه‌اي. فرض اساسي پشت اين رويكرد اين است كه اين رفتارها منعكس كننده يك فرهنگ زير بنايي سازماني هستند؛ بنابراين ديدگاه فرهنگي تأثير قوي‌تري روي تعريف معيارهاي مربوط به بازارگرايي داشته است تا روي مفهوم سازي و توسعه آنها.

    اين رويكرد تمايز ميان لايه‌ها و سطوح متفاوت فرهنگ كه توسط محققان رشته فرهنگ سازماني به عنوان امري اساسي براي درك اين پديده پيچيده مورد تاكيد قرار گرفته است، را مد نظر قرار نمي‌دهد.

    تمايز ميان سطوح متفاوت فرهنگ سازماني بازارگرا، به طور ويژه به اين بحث مربوط است؛ زيرا تجزيه و تحليل روابط دروني و متقابل اين سطوح را ممكن ساخته كه به نوبه خود در نهايت مي‌تواند منجر به درك بهتر نيروهاي محرك رفتار بازارگرا شود.

    بر این مبنا سه سوال اساسي مربوط به اين بحث به قرار زیر شکل می گیرند:

    (1) كدام نوع از فرهنگ سازماني، رفتارهاي بازارگرا را تشويق كرده و به آنها پاداش مي‌دهد؟

    (2) آيا اين باورهاي خاص شمرده شده مربوط به مشتري‌گرايي در استنادات فرهنگي و تشريفات شركتها وجود دارند؟

    (3) چگونه اينها به نوبه خود به رفتارهاي خاص بازارگرا مربوط مي‌شوند؟

  • ساخت مفهوم بازارگرا ومسیر اثر گذاری آن:
  • پذيرفته شده‌ترين تعريف از فرهنگ سازماني در رشته بازاريابي عبارت است از:

    (1) الگويي از ارزشها و باورهاي مشترك كه به افراد در درك كاركردهاي سازماني كمك كرده و بدان سبب هنجارهايي براي رفتار در سازمان براي آنها فراهم مي‌كند.(دشپند و وبستر،1989)

    اين تعريف سه سطح متفاوت از فرهنگ در سازمان شامل ارزشها و هنجارها و رفتارها را مورد تاكيد قرار مي‌دهد.

    در ادبیات فرهنگ سازمانی، يك جزء ديگر براي فرهنگ سازماني معرفي شده است تحت عنوان "مصنوعات"(.(artifactsاين مصنوعات شامل داستانها (stories) ، ترتيبات (arrangements)، تشريفات (rituals)، و زبان (language) مي‌شود. بسیاری از صاحبنظران فرهنگ سازمانی تاكيد مي‌كنند كه مصنوعات قابل مشاهده ترين سطح فرهنگ سازماني هستند.

    با اين وجود، تشريح و توصيف معناي مصنوعات معمولاً دشوار مي‌باشد. محققان رشته فرهنگ سازماني تمايل به پذيرفتن اين مطلب را دارند كه سطوح متفاوت اين ساخت، قوياً با هم ارتباط دارند